تبليغاتX
ابدیت
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً
......
عاشورا واقعه ای است که هر سال بیشتر درک می شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 12:44  توسط امیر  | 

اول از هر چیز با نام و یاد خدا شروع میکنم این نوشته ای را که میخواهم برای شما بنویسم شاید همه شما کم و بیش با آن آشنایی داشته اید. من این نوشته را از کتاب الفبای فکری امام حسین که مرحوم دکتر محمد رضا صالحی کرمانی آن را نوشته نقل قول میکنم و امیدوارم که او هم از کار من راضی باشد.محرم ماه تمجید خاطرها......خاطرهایی تاثیر بر انگیز و در عین حال پر شکوه و پر افتخار.چهارده قرن پیش در این ماه حادثه ای رخ داد که نه تنها از خاطره ها محو نشده بلکه روز به روز برشکوه وجلالش نیز افزوده میشود.

چهارده قرن پیش........

زمان کمی نیست.........

هزارو چهار صد سال است.

آنقدر طولانی است که هر حادثه ای را در خود هضم میکند و بدست فراموشی میسپرد.مقبره زمان این خاصیت را دارد که حوادث را در خود می پوساند شکوه آنها را در هم می شکند اثر و احساس آنها را محو و نابود می سازد.

هر حادثه ای هر چه هم قوی و نیرومند باشد باز در مقابل اقیانوس زمانه محکوم بمرگ و نیستی است. حد اکثر اینست که شبحی بی رنگ از آن در تاریخ میماند تازه آنهم کهنه میشود و کم کم جای خود را بحوادث نوتری می دهد.

ای عاشورا !

تو چه هستی؟

در حدود 1400سال قبل در سرزمینی دور دست و در میان ریگزاری خشک و بدون حیات درخشیدن گرفتی درخشیدی ولی با ابدیت پیوند گرفتی.

از حدود قوانین ماده پا فرا نهادی و حاکم بر زمانها و مکانها شدی.

زمانه را با تمام قدرتش در مقابل خود تسلیم نمودی.از دشتها و دیارها عبور کردی...............کوههاودریاها واقیانوسها را در هم نوردیدی و بتمام جهان بشر نشین رسیدی.

ای عاشورا !

تو چه هستی؟

که از مرز جسمها گذشته و به روح و روان بشر ورود کردی......قلبها را تسخیر کردی دلها را مسحور خود ساختی و حاکم بر عواطف و احساسات میلیونها مردم آزادی طلب شدی.

ای عاشورا !

تو چه هستی؟

که اینهمه شیفته و شیدا داری. که نامت قلبها را میلرزاند. بجانها شجاعت و شهامت می بخشی.منبع الهام می شوی.و در برابر هر ستم ستم شکنی میسازی.

این درس تواست که هر روز سراسر گیتی تکرار میشود و ستمگران بزرگ و کوچک را بخود می لرزاند.و این ندای مقدس تو است که تازه پس از قرنها یک روز افریقا سرزمین سیاهان رنج دیده را بر می انگیزد و روز دیگر اسعمار زدگان آسیا را بجنب و جوش می اندازد.این تو هستی که قهرمان ضد ستم میسازی.به افکار روشنی میدهی تا چهره سیاه ستم را بنگرند به بازوها نیرو می بخشی تا پیکر ستم را درهم بکوبند.

ای عاشورا !

تو چه هستی؟

و

قهرمان تو کیست؟

سخن بگو ....وقهرمان بزرگ خود را بما بازشناسان.همان قهرمانی که تو را آفرید و جاویدانت ساخت.

ای قهرمان بزرگ عاشورا !

و ای آفریننده صحنه پر جلال آن !

ای حسین !

تو کیستی؟

که نامت هاله ای از غم بهمراه دارد و داستانت به چشمها اشک می دهدو ماه محرمت چهره حیات میلیونها مرد و زن را تغییر می دهد.

تو کیستی؟

که آیین ظلم را در هم کوبیدی و ستم و ستمگر را منفور ساختی و مکتبی بزرگ و جاودانی را پایه گذاری کردی. مکتبی که درس عشق می دهد ره و رسم فدا کاری می آموزد و از خود گذشتگی و جانبازی را تعلیم می دهد. مگر نه اینست که تو برای نجات انسانها بپا خاستی خود و خاندان گرامت را فدا نمودی فرزندان بزرگ و کوچکت را به استقبال مرگ و شهادت فرستادی و این ها همه برای نجات بشریت انجام دادی.

برای نجات مسلمین و اسلام.

خواستی تا شمشیر ظالمانه یزید را از حلقوم رنجدیدگان برداری و در این راه شمشیرهای بران را بجان خود و یارانت خریدی.خواستی تا تشنگان عدالت را سیراب سازی و در این راه خود لب تشنه و جگر سوخته جان دادی.

ای حسین!

بشریت فدای تو باد که خود را فدای بشریت ساختی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 14:10  توسط امیر  | 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 11:34  توسط امیر  | 

Image and video hosting by TinyPic
 
almobin دریافت کد برای انتشار نرم افزار